چهارشنبه 19 دی 1386
به کانون بیایید ؟؟؟!!
کانون به همه‌ی کانونی‌ها جایزه می‌دهد.

یک میلیون خط‌کش بیست‌سانتی
یک میلیون خودکار یک‌بار مصرف
یک میلیون پاک‌کن لاستیکی

از همین فردا در کانون ثبت‌نام کنید.

نمی‌دونم چند هشتاد و شش هشتاد و شش، کانون فرهنگی آموزش


[لینک مطلب] نوشته شده توسط بهنام در ساعت 04:01 ق.ظ | موضوع: مطالب خواندنی / طنز/جوک , | نظر |
سه شنبه 29 آبان 1386
سنگیـن‌تریـن نـوزاد دنیــا

به این تصویر خوب نگاه كنید. سنگین‌ترین نوزاد دنیا هفت كیلو و پانصد گرم وزن دارد. این فرزند از پدر و مادری روسی در سیبری به دنیا آمد و تعجب پزشكان را برانگیخت، این نوزاد اولین فرزند پدر و مادرش بود.


[لینک مطلب] نوشته شده توسط بهنام در ساعت 04:11 ق.ظ | موضوع: مطالب خواندنی / طنز/جوک , | نظر |
پنجشنبه 15 شهریور 1386
آیا میدانید ؟؟؟

آیا میدانید که :

-اگر تمام رگهای خونی انسان را در یك خط بگذاریم تقریبا 97000 كیلو متر میشود.

-شیشه در ظاهر جامد به نظر میرسدولی در واقع مایعی است كه بسیار كند حركت میكند.

- 30 برابر مردمی كه امروزه بر سطح زمین زندگی میكنند در زیر خاك مدفون شده اند.
- شانس شبیه بودن دو اثر انگشت یک به
64 میلیارد است‌.

-یک سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه ازگرسنگی بمیرد.

-بیشترین ضربان قلب راقناریها با1000بار در دقیقه وكمترین را فیل با27 بار در دقیقه دارد.
-سرعت صوت در فولاد 14 بار سریعتر از سرعت ان در هواست.
-
۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیر نظامی است.

 


[لینک مطلب] نوشته شده توسط بهنام در ساعت 04:09 ق.ظ | موضوع: مطالب خواندنی / طنز/جوک , | نظر |
شنبه 10 شهریور 1386
گفتگوی واقعی از مرکز مشاوره مایکروسافت !

wWw.Iranhoo.Coo.IR

مطالبی را که می خوانید مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده در مراکز خدمات و مشاوره مایکروسافت در انگلستان هستند :

 مرکز مشاوره:چه نوع رایانه ای دارید؟ مشتری: یک رایانه سفید

مرکز: روی آیکون My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.

مشتری: سمت چپ شما یا سمت چپ من؟

 

مرکز: روز خوش! چه کمکی از من بر می آید؟

مشتری:سلام! من نمی توانم پرینت بگیرم

مرکز: لطفا روی Start کلیک کنید و …

 مشتری: گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیاور! من بیل گیتس نیستم لعنتی!

 مشتری: سلام! عصرتان بخیر! من مارتا هستم، نمی توانم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم می گوید:نمی توانم پرینتر را پیدا کنم. من حتی پرینتر را بلند کردم و جلو مانیتور گذاشتم، اما رایانه هنوز می گوید نمی تواند پیدایش کند!

مشتری: من در پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم.

مرکز: آیا شما پرینتر رنگی دارید؟

مشتری: نه

مرکز: الان روی مانیتورتان چیه خانم؟

مشتری: یه خرس که دوستم از فروشگاه برایم خریده.

 مرکز: الان کلید F8 را بزنید.

مشتری: کار نمی کنه.

مرکز: دقیقا چه کار کردید؟

مشتری: همان طور که به من گفتید کلید F را هشت بار فشار دادم ولی هیچ اتفاقی نمی افته!

مشتری: کیبورد من دیگه کار نمی کنه.

مرکز: مطمئنید که به رایانه تان وصله؟

 مشتری: نه، من نمی توانم پشت رایانه بروم.

 مرکز: کیبوردتان را بردارید و ده قدم عقب بروید. کیبورد با شما آمد؟

 مشتری: بله مرکز: این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگری آنجا نیست؟

مشتری: چرا، یکی دیگر اینجا هست. اوه … آن یکی کار می کنه!

مشتری: نمی توانم به اینترنت وصل شوم.

 مرکز: شما مطمئنید رمز درست را به کار بردید؟

مشتری: بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار را کرد.

 مرکز: می شه به من بگید رمز عبور چی بود؟

مشتری: پنج تا ستاره !!!

 مشتری: من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستانم یک Screensaver روی رایانه ام گذاشته، ولی هر بار که ماوس را حرکت می دهم، غیب می شود!

مشتری: من دارم اولین ایمیلم را می نویسم. مرکز: چه مشکلی وجود داره؟ مشتری: خوب من حرف a را دارم، اما چطور دورش دایره بگذارم؟!


[لینک مطلب] نوشته شده توسط بهنام در ساعت 10:09 ق.ظ | موضوع: مطالب خواندنی / طنز/جوک , | نظر |
شنبه 27 مرداد 1386
نظر دبیران در مورد عشق

دبیر دینی: عشق یك موهبت الهی است

. دبیر ورزش: عشق تنها توپی است كه اوت نمی شود.

 دبیر شیمی: عشق تنها اسیدی است كه به قلب صدمه نمی زند.

دبیر فیزیک : عشق با سرعت نور وارد بدن میشود و انرژی آن همیشه پایسته است.

دبیر اقتصاد: عشق تنها كالایی است كه از خارج وارد نمی شود.

 دبیر ادبیات: عشق باید مانند عشق لیلی ومجنون محور نظامی داشته باشد.

 دبیر جغرافی: عشق از فراز كوه های آسیا تیری است كه برکویر قلب می نشیند.

دبیر زیست: عشق یك نوع بیماری است كه میكروب آن از چشم وارد می شود


[لینک مطلب] نوشته شده توسط بهنام در ساعت 02:08 ق.ظ | موضوع: مطالب خواندنی / طنز/جوک , | نظر |
سه شنبه 9 مرداد 1386
پدر زرنگ !!
۱
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است

پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است

2
پدر به دیدار بیل گیتس می رود

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است

بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است

3
پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد

و معامله به این ترتیب انجام می شود

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید

چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.
[لینک مطلب] نوشته شده توسط بهنام در ساعت 03:07 ق.ظ | موضوع: مطالب خواندنی / طنز/جوک , | نظر |