یک میلیون خطکش بیستسانتی
یک میلیون خودکار یکبار مصرف
یک میلیون پاککن لاستیکی
از همین فردا در کانون ثبتنام کنید.
نمیدونم چند هشتاد و شش هشتاد و شش، کانون فرهنگی آموزش
به این تصویر خوب نگاه كنید. سنگینترین نوزاد دنیا هفت كیلو و پانصد گرم وزن دارد. این فرزند از پدر و مادری روسی در سیبری به دنیا آمد و تعجب پزشكان را برانگیخت، این نوزاد اولین فرزند پدر و مادرش بود.

آیا میدانید که :
-اگر تمام رگهای خونی انسان را در یك خط بگذاریم تقریبا 97000 كیلو متر میشود.
-شیشه در ظاهر جامد به نظر میرسدولی در واقع مایعی است كه بسیار كند حركت میكند.
- 30 برابر مردمی كه امروزه بر سطح زمین زندگی میكنند در زیر خاك مدفون شده اند.
- شانس شبیه بودن دو اثر انگشت یک به 64 میلیارد است.
-یک سوسک حمام میتواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه ازگرسنگی بمیرد.
-بیشترین ضربان قلب راقناریها با1000بار در دقیقه وكمترین را فیل با27 بار در دقیقه دارد.
-سرعت صوت در فولاد 14 بار سریعتر از سرعت ان در هواست.
- ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیر نظامی است.

مطالبی را که می خوانید مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده در مراکز خدمات و مشاوره مایکروسافت در انگلستان هستند :
مرکز مشاوره:چه نوع رایانه ای دارید؟ مشتری: یک رایانه سفید
مرکز: روی آیکون My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری: سمت چپ شما یا سمت چپ من؟
مرکز: روز خوش! چه کمکی از من بر می آید؟
مشتری:سلام! من نمی توانم پرینت بگیرم
مرکز: لطفا روی Start کلیک کنید و …
مشتری: گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیاور! من بیل گیتس نیستم لعنتی!
مشتری: سلام! عصرتان بخیر! من مارتا هستم، نمی توانم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم می گوید:نمی توانم پرینتر را پیدا کنم. من حتی پرینتر را بلند کردم و جلو مانیتور گذاشتم، اما رایانه هنوز می گوید نمی تواند پیدایش کند!
مشتری: من در پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم.
مرکز: آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری: نه
مرکز: الان روی مانیتورتان چیه خانم؟
مشتری: یه خرس که دوستم از فروشگاه برایم خریده.
مرکز: الان کلید F8 را بزنید.
مشتری: کار نمی کنه.
مرکز: دقیقا چه کار کردید؟
مشتری: همان طور که به من گفتید کلید F را هشت بار فشار دادم ولی هیچ اتفاقی نمی افته!
مشتری: کیبورد من دیگه کار نمی کنه.
مرکز: مطمئنید که به رایانه تان وصله؟
مشتری: نه، من نمی توانم پشت رایانه بروم.
مرکز: کیبوردتان را بردارید و ده قدم عقب بروید. کیبورد با شما آمد؟
مشتری: بله مرکز: این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگری آنجا نیست؟
مشتری: چرا، یکی دیگر اینجا هست. اوه … آن یکی کار می کنه!
مشتری: نمی توانم به اینترنت وصل شوم.
مرکز: شما مطمئنید رمز درست را به کار بردید؟
مشتری: بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار را کرد.
مرکز: می شه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری: پنج تا ستاره !!!
مشتری: من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستانم یک Screensaver روی رایانه ام گذاشته، ولی هر بار که ماوس را حرکت می دهم، غیب می شود!
مشتری: من دارم اولین ایمیلم را می نویسم. مرکز: چه مشکلی وجود داره؟ مشتری: خوب من حرف a را دارم، اما چطور دورش دایره بگذارم؟!
دبیر دینی: عشق یك موهبت الهی است
. دبیر ورزش: عشق تنها توپی است كه اوت نمی شود.
دبیر شیمی: عشق تنها اسیدی است كه به قلب صدمه نمی زند.
دبیر فیزیک : عشق با سرعت نور وارد بدن میشود و انرژی آن همیشه پایسته است.
دبیر اقتصاد: عشق تنها كالایی است كه از خارج وارد نمی شود.
دبیر ادبیات: عشق باید مانند عشق لیلی ومجنون محور نظامی داشته باشد.
دبیر جغرافی: عشق از فراز كوه های آسیا تیری است كه برکویر قلب می نشیند.
دبیر زیست: عشق یك نوع بیماری است كه میكروب آن از چشم وارد می شود
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
2
پدر به دیدار بیل گیتس می رود
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
3
پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.


